به وب سایت شرکت تو سعه گردشگردی خالدنبی گلستان خوش آمدید ...............مشاوره - راهنمایی محلی -هماهنگی اسکان و تدارکات مربوط به مجموعه زیارتی و گردشگری.................www.khalednabi.ir...............با ما در ارتباط باشدی و از نقاط دیدنی و بکر این مجموعه لذت ببرید ...........

اوقات شرعی



شرح زندگی
نوشته شده توسط Administrator   
جمعه, 20 آذر 1394 ساعت 15:50

به نقل از کتاب ناسخ التواریخ خالدبن سنان (ع) شش هزار و یکصد و بیست و سه سال بعد از بدنیا آمدن حضرت آدم (ع) ودر سال 530 میلادی بر تخت نبوت نشسته ومردم زمان خود را به شریعت حضرت عیسی (ع) دعوت می کرد و نسب آن حضرت به حضرت اسماعیل ذبیح الله (ع) می رسد.

 

خالدبن سنان (ع) در سرزمین عدن که در یمن می باشد می زیسته است و از قبیله «بنی عبس بغیض» می باشد و از آنجایی که ایشان در زمره پیامبران تبلیغی بدون کتاب و آخرین مبلغ دین مسیح بوده و وظیفه اش ایجاب می کرد که بعنوان مبلغ دینی به همه جا سفر کند و مردم را به پذیرش دین مسیح دعوت کند. در آن زمان در ایران خسرو انوشیروان پادشاهی می کرد و آیین زرتشت مذهب رسمی اکثر ایرانیان بود

فاصله زمانی بین ظهور خالدنبی (ع) و ولادت خاتم الانبیاء چهل سال است . به عبارت دیگرخالدبن سنان (ع)چهل سال پیش از ولادت خاتم الانبیاء به ظهور می رسد. به طوریکه دختر خالدنبی(ع) در دوران پیری به خدمت رسول الله (ص) می رسد و در حضور مبارک پیامبر ایمان می آورد . و پیامبر می فرمایند : «ابنه نبی ضیعه اهله» و در حدیث آمده است که پیغمبر به او فرمود :«مرحبا به ابنه اخی »(از اعلام زرکلی ج 1 – ص 284)

در مورد مکان دفن و مزار خالدنبی (ع) مفسر بزرگ ،قطب الزمان، شیخ اسماعیل حقی در تفسیر آیه ششم از سوره 36 قران کریم درباره محل قبر حضرت خالدنبی اشاره دارد و میگوید: «وَیقال اِن قبره بناحیه جرجان علی قله جبل یقال خدا ....»ترجمه : و گفتند به تحقیق قبر حضرت خالدنبی در ناحیه جرجان بر روی بلندی کوهی که به آن کوه خدا گویند قرار دارد.

مولف تاریخ گزیده آورده است : خالدبن سنان العبسی معاصر انوشیروان عادل بوده و دعوت دین مسیح می کرد ، و در زمین بنی غطغان ، در آن وقت آنجا آتشی از زمین بر آمدی ، هرکه در آن نزدیک بگذشتی او را بسوختی . بعضی از اعراب آن آتش را به خدایی می پرستیدند . خالد باده آن را منع کرد ، و ایشان را به دین عیسی خواند . او را گفتند: تو آن آتش را دفع کن تا ما دین عیسی قبول کنیم. خالد باده رفیق روی به آتش نهاد . آتش آهنگ ایشان کرد . خالد دره ای داشت ، بر آن آتش می زد . رفیقان را گفت تا نعلین بر آن می زدند ، بعد از ضرب بسیار آتش بگریخت و به چاهی فرو رفت . خالد از عقب آتش به چاه فرو رفت . بعد از زمانی بیرون آمد ، جامه ها از عرق تر شده ، اما نسوخته بود . و دیگر آن آتش کس ندید . خالد هر وقت که خواستی باران ببارد ، سر به جیب فرو بردی و تا سر بر نیاوردی ، باز نیستاد . به وقت وفات وصیت کرد که مرا بر فلان پشته دفن کنید ، بعد از سه روز که شتر دم بریده بر سر گور آید ، مرا از گور برآرید تا شما را هر چه تا قیامت خواهد بود حکایت کنم . چون وفات کرد قومش خواستند وصیت او به جای آوردن ، اقربای او مانع شدند و گفتند این ننگ بر خود نپسندیم که مرده ما را از گور بر آورند . (به نقل از لغت نامه دهخدا – جلد 6 -صص7-9356 )

آخرین بروز رسانی در جمعه, 20 آذر 1394 ساعت 20:30